عمدان

مترادف‌ها

ستون‌ها، پایه‌ها، ارکان، تکیه‌گاه‌ها

لغت نامه دهخدا

عمدان. [ ع ُ ] ( ع اِ ) رسیل لشکر. پیغام برلشکر. ( از منتهی الارب ). رسیل لشکر، و در برخی نسخه ها بمعنی «رئیس لشکر» آمده است. ( از اقرب الموارد ).
عمدان.[ ع ُ ] ( اِخ ) نام کوه یا جایگاهی است. و برخی گویندکه آن قلعه ای است در رأس جبل در یمن که ازآن ِ آل ذی یزن بوده است. و نیز گویند که اصل کلمه «غمدان » با غین میباشد. ( از معجم البلدان ). رجوع به غمدان شود.
عمدان. [ ع ُم ْ م َ ] ( ع ص ) بلندبالا. ( منتهی الارب ).طویل و مؤنث آن عمدانة باشد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بلند بالا طویل و مونث آن عمدانه باشد

جمله سازی با عمدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در معماری بناهای تاریخی، عمدان اصلی ساختمان نقش بسیار حیاتی در تحمل وزن و حفظ پایداری کل سازه ایفا می‌کنند.

💡 شاعر در اشعار خود از عمدان عدالت و علم به عنوان ستون‌های اصلی بقای یک ملت و تمدن یاد کرده است.

💡 برای پیشبرد هر پروژه بزرگ، وجود عمدان و پایه‌های استوار فکری و عملی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران