لغت نامه دهخدا
علی انطاکی. [ ع َ ی ِ اَ ] ( اِخ ) ابن احمد أنطاکی، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به مجتبی. ریاضی دان بود و در انطاکیه متولد شد و ساکن بغداد گردید. وی از دوستان عضدالدوله دیلمی بود و در 13 ذی حجه سال 376 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1- استخراج التراجم. 2 - التخت الکبیر فی الحساب الهندسی. 3 - تفسیر الارثماطیقی. 4 - الحساب علی التخت بلامحو. 5 - شرح اقلیدس. 6 - الموازین العددیة. ( از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ الحکماء قفطی ص 234. تراث العرب العلمی ص 223. هدیةالعارفین ج 1 ص 682 ).
علی انطاکی. [ ع َ ی ِ اَ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن عبدالباقی بن ابی جراده عقیلی انطاکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی عقیلی شود.
علی انطاکی. [ ع َ ی ِ اَ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ أنطاکی رومی حنفی. اصل او از انطاکیه بود. و در سال 1008 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1 - ادب القضاء. 2- مجمع الفتاوی. ( از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین ج 1 ص 751 ).
علی انطاکی. [ ع َ ی ِ اَ ] ( اِخ ) ابن محمدبن اسماعیل بن محمدبن بشر انطاکی تمیمی شافعی. مکنّی به ابوالحسن. قاری بود و در زبان عربی و ریاضیات و فقه اطلاعاتی داشت. وی در سال 279 یا 299 هَ. ق. در انطاکیه متولد شد و در بیست ونهم ربیعالاول سال 377 هَ. ق.در قرطبة درگذشت و در مقبره ربض مدفون گشت. او راست: الاصول فی قراءة ورش. ( از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ دمشق ابن عساکر ص 251. الوافی صفدی ج 12 ص 146 ).