عرش وران

لغت نامه دهخدا

عرش وران. [ ع َ وَ ] ( اِ مرکب ) کنایه از انبیاء و اولیاء و اهل اﷲ و اهل دل باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). عرش روان. رجوع به عرش روان شود.

جمله سازی با عرش وران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون کهن و ادبیات مذهبی، از قدرت بی‌کران خداوند یاد می‌شود که با یک فرمان، تمامی هستی را به لرزه درآورده و عرش وران می‌گردد.

💡 زمانی که خورشید با شکوه تمام از میان ابرها طلوع می‌کند، گویی نیرویی عرش وران در جهان جاری شده است که تمام ذرات طبیعت را به حرکت وامی‌دارد.

💡 پدیده‌های طبیعی مخوف مانند زلزله‌های عظیم، در نگاه عارفان نشانه‌ای از آن قدرت عرش وران است که نظم و بی‌نظمی را در یک لحظه مدیریت می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران