طسا

مترادف‌ها

کاسه، ظرف، پیاله

لغت نامه دهخدا

طسا. [ طَ ] ( ع مص ) طساء. رجوع به طساء شود.

جمله سازی با طسا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آشپزخانه‌های قدیمی و سنتی، از یک طسا بزرگ و فلزی برای سرو کردن انواع غذاهای محلی و سنتی در مهمانی‌های بزرگ خانوادگی استفاده می‌کردند.

💡 پیرمرد با دقت بسیار زیاد، تکه نان را درون طسا قرار داد و شروع به خوردن سوپ بسیار گرمی که در آن ریخته بود کرد.

💡 هنرمندان صنایع دستی با ظرافت تمام، روی لبه‌های این طسا نقش و نگارهای بسیار زیبایی را حکاکی کردند تا ارزش هنری آن دوچندان شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران