صف اشوب
مترادفها
آشوب، بلوا، ولوله، ناآرامی، هیاهو
متضادها
نظم، آرامش، سکون، ترتیب
فرهنگ معین
( صف آشوب ) ( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) دلاور.
فرهنگ فارسی
( صف آشوب ) ( صفت ) ۱ - کسی که صف و رده را بر هم زند. ۲ - دلاور شجاع.
آشوب، بلوا، ولوله، ناآرامی، هیاهو
نظم، آرامش، سکون، ترتیب
( صف آشوب ) ( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) دلاور.
( صف آشوب ) ( صفت ) ۱ - کسی که صف و رده را بر هم زند. ۲ - دلاور شجاع.