شکر نمودن

مترادف‌ها

سپاسگزاری، تشکر کردن، قدردانی، ستایش کردن

متضادها

کفران کردن، ناسپاسی کردن

لغت نامه دهخدا

شکر نمودن. [ ش ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) سپاس گفتن. شکر گزاردن: شکر نمود بعداز آنکه علاج کرد سخنهای سربسته را. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 310 ). و رجوع به شکر کردن و شکر گزاردن شود.