سپرتا
لغت نامه دهخدا
سپرتا. [ س ِ پ َ ] ( اِخ ) شهری است از آسیای صغیر دارای عمارتهای نیکو و بازارها و باغهای زیبا و آبهای روان، قلعه ای دارد که بر فراز کوه بلندی واقع شده است. رجوع به سفرنامه ابن بطوطه ترجمه محمدعلی موحد ص 283 شود.
فرهنگ فارسی
شهریست از آسیای صغیر دارای عمارتهای نیکو و بازارها و باغهای زیبا و آبهای روان قلعه ای دارد که بر فراز کوه بلندی واقع شده است
جمله سازی با سپرتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جنگجویان قدرتمند شهر سپرتا با انضباطی بسیار سختگیرانه و تمرینات مداوم، توانستند در بسیاری از نبردهای بزرگ دوران باستان به پیروزیهای خیرهکنندهای دست یابند.
💡 تحلیل ساختار اجتماعی و نظامی جامعه در شهر سپرتا، به درک بهتر نحوه شکلگیری قدرت در دولتشهرهای یونان باستان کمک شایانی میکند.
💡 بسیاری از فیلمها و آثار سینمایی تاریخی، تلاش کردهاند تا شکوه و عظمت سبک زندگی متفاوت مردم شهر سپرتا را به تصویر بکشند.