سانخ تصویر معنی سانخ لغت نامه دهخدا سانخ. [ ن ِ ] ( اِخ ) نام ناحیتی ببلخ: امیر سانخ گویند منعم است ببلخ ز حد سانخ املاک اوست تا اونج اگر سخاوت او وآن ِ او قیاس کنی گدای سونخ او به ز منعم سانخ.سوزنی ( دیوان نسخه خطی کتابخانه لغت نامه ص 4 ). کلمات مرتبط گنج دارا سندیان خلخ بزرگ نام منطیق