زبوج تصویر معنی زبوج متضادها فرد، تک، انفراد لغت نامه دهخدا زبوج. [ زَب ْبو ] ( ع اِ ) زیتون. اَزِمّور. رجوع به ازمور شود. کلمات مرتبط عناجیج یخاضیر صطور زججه عزهون عصامیر زعافر گزارش محتوای نامناسب