راستی فرمودن
مترادفها
راست گفتن، حقیقت گفتن، صداقت ورزیدن
متضادها
دروغ گفتن، کذب گفتن
لغت نامه دهخدا
راستی فرمودن. [ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) به امانت و راستی فرمان دادن:
براستی رو پورا و راستی فرمای
کزین دو گشت محمد پیمبر مرسل.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
بامانت و راستی فرمان دادن
جمله سازی با راستی فرمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی سخنران با وقار بسیار تمام شروع به راستی فرمودن در مورد تاریخچه تمدنهای باستان کرد، تمام شنوندگان با دقت و تمرکز به صحبتهای او گوش سپردند.
💡 او همیشه سعی میکرد در تمام گفتگوهای رسمی خود، با رعایت ادب و احترام، به راستی فرمودن در مورد مسائل اجتماعی و مشکلات مردم بپردازد.
💡 پیرمرد با صدایی لرزان اما با اطمینان کامل، شروع به راستی فرمودن درباره اتفاقاتی کرد که در دوران جوانی خود در روستاهای دورافتاده تجربه کرده بود.