راتق و فاتق
مترادفها
بستن و گشودن، چسبیدن و جدا شدن
لغت نامه دهخدا
راتق و فاتق. [ ت ِ ق ُ ت ِ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) تمشیت دهنده و کارگزار و مصلحت گزار. ( ناظم الاطباء ). || درّا و دوزا. درنده و دوزنده. همه کاره.
فرهنگ فارسی
از اتباع. تمشیت دهنده و کارگزار و مصلحت گزار. یا درا و دوزا. درنده و دوزنده. همه کاره.