لغت نامه دهخدا
ذائل. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ذیل. || درازدنبال: فرس ٌ ذائل؛ اسبی درازدم. || ذیل ٌ ذائل؛ خواری. رسوائی. || درع ٌ ذائل؛ زره درازدامان. || حِلَق ٌ ذائل؛ حلقه های زره باریک و لطیف مائل بدرازی.
ذائل. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ذیل. || درازدنبال: فرس ٌ ذائل؛ اسبی درازدم. || ذیل ٌ ذائل؛ خواری. رسوائی. || درع ٌ ذائل؛ زره درازدامان. || حِلَق ٌ ذائل؛ حلقه های زره باریک و لطیف مائل بدرازی.
دارای ذیل، درازدامن، درازدنبال.
نعت فاعلی از ذیل. دراز دنبال.