دژند

لغت نامه دهخدا

دژند. [ دِ ژَ / دُ ژَ ] ( ص ) دژن. چیزی تند و تیزطعم. ( برهان ). || تندشده و بخشم آمده. ( لغت فرس اسدی، ذیل دژآگاه ). تندشده. ( جهانگیری ) ( صحاح الفرس ). مردم قهرآلوده و خشمناک و تند و تیز. ( برهان ). || جلد و شتاب. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دژن شود.

فرهنگ عمید

= دژن

فرهنگ فارسی

دژن چیزی تند و تیز طعم یا تند شده و بخشم آمده. تند شده.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز