دمالق

لغت نامه دهخدا

دمالق. [ دُ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) سنگ تابان گرد. || فراخ: فرج دمالق؛ شرم فراخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || رجل دمالق الرأس؛ مرد سرسترده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
دمالق. [ دَ ل ِ ]( ع اِ ) ج ِ دملق. ( منتهی الارب ). رجوع به دملق شود.

پاي یعنی چه؟
پاي یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز