دست نیامدنی
مترادفها
دستنیافتنی، غیرقابل دسترس، دور از دسترس
متضادها
دست یافتنی، رسیدنی
لغت نامه دهخدا
دست نیامدنی. [ دَ ن َ م َ دَ ] ( ص لیاقت مرکب ) غیر ممکن الحصول. مقابل دست آمدنی.
فرهنگ فارسی
غیر ممکن الحصول. مقابل دست آمدنی
دستنیافتنی، غیرقابل دسترس، دور از دسترس
دست یافتنی، رسیدنی
دست نیامدنی. [ دَ ن َ م َ دَ ] ( ص لیاقت مرکب ) غیر ممکن الحصول. مقابل دست آمدنی.
غیر ممکن الحصول. مقابل دست آمدنی