لغت نامه دهخدا
خرفیج. [ خ ِ ] ( ع اِ ) فراخی عیش. خرفج. ( منتهی الارب ). رجوع به خرفج شود. || ( ص ) تر و تازه و نرم. ( منتهی الارب ).
خرفیج. [ خ ِ ] ( ع اِ ) فراخی عیش. خرفج. ( منتهی الارب ). رجوع به خرفج شود. || ( ص ) تر و تازه و نرم. ( منتهی الارب ).