حاثم تصویر معنی حاثم مترادفها قاطع، بریده، قطعکننده لغت نامه دهخدا حاثم. [ ث ِ ] ( اِخ )ابن مرید. رجوع به جاثم بن مرید با جیم معجمه شود. کلمات مرتبط قاسم کوشیذ حبیب هاشمی حسن منجم زایم حسامی قهستانی گزارش محتوای نامناسب