لغت نامه دهخدا
جلدگری. [ج ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل جلدگر. صحافی:
گمان برم که به ورّاقی و به جلدگری
ز کلک و گهزن و سنگ تراش و نشکرده.سوزنی.
جلدگری. [ج ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل جلدگر. صحافی:
گمان برم که به ورّاقی و به جلدگری
ز کلک و گهزن و سنگ تراش و نشکرده.سوزنی.