تواهه
مترادفها
سرگردانی، حیرانی، گمگشتگی
لغت نامه دهخدا
تواهه. [ ت َ هََ / هَِ ] ( اِ ) قلیه بادنجان. || کوکو. || خاگینه. || گوشت پخته نازک. || کباب. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). در فرهنگها نیافتم، همان تباهه است باید تصحیف شده باشد. ( انجمن آرا )( آنندراج ). رجوع به تباهه و تباهچه و تواهچه شود.
فرهنگ معین
(تَ هِ ) (اِ. ) نوعی از خوراک که با گوشت و بادنجان درست کنند.
فرهنگ عمید
= تباهچه
ویکی واژه
نوعی از خوراک که با گوشت و بادنجان درست کنند.