تفقد فرمودن

مترادف‌ها

بررسی کردن، بازرسی کردن، رسیدگی کردن

متضادها

نادیده گرفتن، غفلت کردن

لغت نامه دهخدا

تفقد فرمودن. [ ت َ ف َق ْ ق ُ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) تفقد کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تفقد کردن شود.

فرهنگ فارسی

تفقد کردن

جمله سازی با تفقد فرمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیر عامل شرکت برای بررسی دقیق وضعیت رفاهی کارمندان و نظارت بر روند پیشرفت پروژه‌های جدید، تصمیم گرفت از تمامی واحدها به صورت حضوری تفقد فرمودن و از عملکرد کارکنان سوال کند.

💡 پادشاه با مهربانی و با توجه به مشکلات مردم، شب‌ها به صورت مخفیانه در میان عامه مردم حرکت می‌کرد تا اوضاع جامعه را از نزدیک تفقد فرمودن و به مشکلات رسیدگی کند.

💡 استاد بزرگ دانشگاه پس از اتمام سخنرانی، مدتی را به تفقد فرمودن احوال دانشجویان و گفتگو با آن‌ها اختصاص داد تا از میزان یادگیری آن‌ها در طول ترم مطمئن شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران