تفقد فرمودن

مترادف‌ها

بررسی کردن، بازرسی کردن، رسیدگی کردن

متضادها

نادیده گرفتن، غفلت کردن

لغت نامه دهخدا

تفقد فرمودن. [ ت َ ف َق ْ ق ُ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) تفقد کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تفقد کردن شود.

فرهنگ فارسی

تفقد کردن

کلمات مرتبط