تعمیل

لغت نامه دهخدا

تعمیل. [ ت َ ] ( ع مص ) مزد کارکن دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مزد کاری دادن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || امارت دادن کسی را و مستولی گردانیدن بر قومی. یقال: عمل فلان علیهم ( مجهولاً ). ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مزد کار کن دادن

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز