تعبئه

مترادف‌ها

پر کردن، بار کردن، آماده‌سازی

متضادها

تخلیه، خالی کردن

لغت نامه دهخدا

( تعبئة ) تعبئة. [ ت َ ب ِ ءَ ] آماده و ساخته کردن سامان لشکر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آماده و ساخته کردن متاع و کار و لشکر و جز آن را و یونس آرد عبیت الجیش تعبیة وبلاهمزه. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعبیة شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تَعْبِئَة در لغت یعنی چیزی را بطور کامل انجام دادن.
در اصطلاح، تجهیز و آماده کردن نیروهای نظامی برای جنگ را گویند.
البته در زمانی که آخرین مراحل آمادگی را گذرانده، یعنی صفها منظم شده و هر گروهی در جایگاه خود قرار گرفته باشد.
به عبارت دیگر آرایش جنگی گرفتن را گویند.

جمله سازی با تعبئه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زمان‌های بحرانی و جنگ‌های احتمالی، دولت‌ها بلافاصله دستور تعبئه نیروهای ذخیره و آماده‌سازی تجهیزات نظامی را برای دفاع از مرزهای کشور صادر می‌کنند.

💡 فرآیند تعبئه نیروهای نظامی در مناطق مرزی نیازمند برنامه‌ریزی بسیار دقیق لجستیکی و هماهنگی گسترده میان تمامی واحدهای عملیاتی و بخش‌های پشتیبانی ارتش است.

💡 گزارش‌های اطلاعاتی نشان داد که دشمن در حال انجام عملیات تعبئه نیروهای جدید در نزدیکی مناطق حساس است که می‌تواند امنیت منطقه را به خطر اندازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران