تبشیط

لغت نامه دهخدا

تبشیط. [ ت َ ] ( ع مص ) ابشاط. شتابی کردن و شتابانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تعجیل کردن. ( از قطر المحیط ).لغت عراقیه مستهجنه. ( قطر المحیط ) ( منتهی الارب ).

کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز