بیوقتی
مترادفها
بیموقع، ناموقع
لغت نامه دهخدا
بیوقتی. [ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بیوقت. رجوع به بی وقت و بیوقتی شدن شود.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی بیوقت
بیموقع، ناموقع
بیوقتی. [ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بیوقت. رجوع به بی وقت و بیوقتی شدن شود.
حالت و چگونگی بیوقت