بیرون دمیدن
مترادفها
دمیدن، بازدم کردن
متضادها
دم کردن، داخل کشیدن
لغت نامه دهخدا
بیرون دمیدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) خارج شدن. رستن. برون دمیدن. رجوع به برون دمیدن شود.
فرهنگ فارسی
خارج شدن ٠ رستن ٠ برون دمیدن ٠
دمیدن، بازدم کردن
دم کردن، داخل کشیدن
بیرون دمیدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) خارج شدن. رستن. برون دمیدن. رجوع به برون دمیدن شود.
خارج شدن ٠ رستن ٠ برون دمیدن ٠