لغت نامه دهخدا
بلاطح. [ ب ُ طِ ] ( ع ص ) سلاطح بلاطح؛ پهن، از اتباع است. ( منتهی الارب ): شی سلاطح بلاطح؛ چیزی عریض و پهن، و بلاطح از اتباع است. ( از ذیل اقرب الموارد ).
بلاطح. [ ب ُ طِ ] ( ع ص ) سلاطح بلاطح؛ پهن، از اتباع است. ( منتهی الارب ): شی سلاطح بلاطح؛ چیزی عریض و پهن، و بلاطح از اتباع است. ( از ذیل اقرب الموارد ).