بدپرتو

مترادف‌ها

تیرگی، بی‌نوری، تاریکی

لغت نامه دهخدا

بدپرتو. [ ب َ پ َ ت َ / تُو ] ( ص مرکب ) بدطالع و گنهکار و بدسرشت. ( آنندراج ). بدبخت وناهموار و کریه المنظر و زشت اطوار. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران