«بازبار» واژهای مرکب و کهن است که در لغت به معنای «بازبارنده» آمده است. در معنای طبیعی، این واژه به ابرهای بارانزا و سحابی اشاره دارد که دوباره باران میآورند. این اصطلاح نشاندهنده ویژگی دوباره باریدن یا دوباره به بار آوردن است، و در مفهوم مجازی، به چیزی که تکرار میشود یا تجدید میگردد، نیز اشاره دارد. در ادبیات و فرهنگ فارسی، «بازبار» به عنوان نمادی از تداوم، بازآوری و تجدید طبیعت به کار رفته و حس تکرار و استمرار را منتقل میکند. علاوه بر کاربرد طبیعی، واژه «بازبار» در متون کهن به عنوان یک اصطلاح شغلی یا وصف شخصی نیز آمده است و به کسانی که باز یا پرندهای را نگاه میدارند اشاره دارد، که معمولاً شامل شکارچیان، نگهدارندگان پرندگان شکاری یا افرادی میشده است که در پرورش و آموزش پرندگان تخصص داشتهاند.
بازبار
لغت نامه دهخدا
بازبار. ( نف مرکب ) مخفف بازبارنده. دوباره بارنده: سحابة مذکیه؛ ابر بازبار. بارنده. ( منتهی الارب ). || بازبام. بازبان. قوشچی و کسی که باز نگاه میدارد. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ج 1 ورق 161 ).
فرهنگ فارسی
مخفف باز بارنده