انگروا
مترادفها
لایق، شایسته، قادر، توانمند
متضادها
آرام، خونسرد
لغت نامه دهخدا
انگروا. [ اَ گ َ] ( اِ ) انگرو. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انگرو شود.
فرهنگ عمید
جایی که گوسفندان در آن بخوابند، زاغه، آغل.
لایق، شایسته، قادر، توانمند
آرام، خونسرد
انگروا. [ اَ گ َ] ( اِ ) انگرو. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انگرو شود.
جایی که گوسفندان در آن بخوابند، زاغه، آغل.