انغاص
مترادفها
غوطهوری، غرق شدن، فرو رفتن
متضادها
خروج، بالا آمدن
لغت نامه دهخدا
انغاص. [ اِ] ( ع مص ) تیره گردانیدن زندگانی را بر کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
غوطهوری، غرق شدن، فرو رفتن
خروج، بالا آمدن
انغاص. [ اِ] ( ع مص ) تیره گردانیدن زندگانی را بر کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).