اقضام

لغت نامه دهخدا

اقضام. [ اِ ] ( ع مص ) لرزانیدن و جنبانیدن شتر زنخ خود را. || در خشکسال اندک از طعام آوردن قوم از شهری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || قضیم خورانیدن ستور را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). جو دادن ستور را. ( مجمل اللغة ) ( تاج المصادر بیهقی ). جو بچاروا [ چارپا ] دادن.

تویوخ یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
تخریط یعنی چه؟
تخریط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز