اقشاب
لغت نامه دهخدا
اقشاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قِشب. ( منتهی الارب ). رجوع به قشب شود.
جمله سازی با اقشاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسافران خسته پس از گذشتن از بیابان پهناور، بر روی اقشاب سادهای که با خود آورده بودند، در سایه درختان استراحت کردند.
💡 در خانههای قدیمی و روستایی، معمولاً برای خوابیدن از اقشاب دستباف و پشم استفاده میشد که گرمای خوبی در شبهای سرد داشت.
💡 آنها تمام وسایل سفر و اقشاب خود را در گوشهای از چادر پهن کردند تا برای استراحت شبانه در فضای آرام آماده شوند.