اصغا فرمودن

مترادف‌ها

گوش سپردن، شنیدن، توجه کردن

متضادها

بی‌توجهی کردن، نشنیدن

لغت نامه دهخدا

اصغا فرمودن. [ اِ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به اصغا و اصغا کردن شود: نوح منصور کلمه ای بسمع قبول اصغا فرمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 79 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گوش دادن گوش کردن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران