گستاخ گردانیدن

مترادف‌ها

بی‌ادب کردن، گستاخ کردن

متضادها

مؤدب کردن، با احترام رفتار کردن

لغت نامه دهخدا

گستاخ گردانیدن. [ گ ُ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) جسور کردن. رو دادن. مأنوس کردن: ابوالفوارس او را بنواخت و گستاخ گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

کلمات مرتبط