لغت نامه دهخدا
اصطرلاب مبطخ. [ اُ طُ ب ِ م ُ ب َطْ طَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )و آن لونی است که مقنطراتش و منطقةالبروج اندرو گردنبوند ولکن فشرده و پهن چون خربزه و زین جهت مبطخ خوانند. ( از التفهیم ص 285 ). و رجوع به اسطرلاب شود.
اصطرلاب مبطخ. [ اُ طُ ب ِ م ُ ب َطْ طَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )و آن لونی است که مقنطراتش و منطقةالبروج اندرو گردنبوند ولکن فشرده و پهن چون خربزه و زین جهت مبطخ خوانند. ( از التفهیم ص 285 ). و رجوع به اسطرلاب شود.
و آن لونی است که مقنطرانش و منطقه البروج اندرو گرد نبوند و لکن فشرده و پهن چون خربزه و زین جهت مبطخ خوانند.