لغت نامه دهخدا
اساهم. [ اُ هَِ ] ( اِخ ) موضعی است بین مکه و مدینه. فضل بن عباس اللهبی راست:
نظرت ُ و هرشی بیننا و بصاقها
فرکن کساب فالصوی من اساهم
الی ضوء نار دون سلع یشبها
ضعیف الوقود فاتر غیرسائم.( معجم البلدان ).
اساهم. [ اُ هَِ ] ( اِخ ) موضعی است بین مکه و مدینه. فضل بن عباس اللهبی راست:
نظرت ُ و هرشی بیننا و بصاقها
فرکن کساب فالصوی من اساهم
الی ضوء نار دون سلع یشبها
ضعیف الوقود فاتر غیرسائم.( معجم البلدان ).