بهار عنبر

لغت نامه دهخدا

بهار عنبر. [ ب َ عَم ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) نقاط سپیدی زردی آمیز که بعد از شکستن عنبر اشهب پدید می آید. ( غیاث اللغات ). سفیدی زردی آمیز که از شکستن عنبر اشهب پدید آیدو وقت فروختن عنبر نیز مسموع است. ( آنندراج ). || انتشار بوی عنبر. ( غیاث اللغات ). کنایه از گداختن عنبر و پراکنده شدن بوی آن. ( آنندراج ). عطر عنبر گداخته شده. ( ناظم الاطباء ). || نقطه های سفید که در جوهر عنبر باشد. ( آنندراج ):
بهار عنبر شبها سپیده سحر است
خوشا کسی که از این نوبهار بهره وراست.صائب ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

نقاط سپیدی زردی آمیز که بعد از شکستن عنبر اشهب پدید میاید.

جمله سازی با بهار عنبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زجوش موج طراوت ترا زلجهٔ حسن بهار عنبر خط بر کناره افتاده است

💡 خوشتر از عنبر خام است بهار عنبر نیست هرگز به دل پیر گران موی سفید

💡 گرچه ایمن ز خزان است بهار عنبر بشتابید به نظاره شما ای احباب

💡 دودش بهار عنبر دریای رحمت است هر دل که او در آتش شرم گناه سوخت

💡 می شبانه به کیفیت صبوحی نیست چه نسبت است به عنبر، بهار عنبر را؟

💡 مسنج با دل شب فیض صبح انور را چه نسبت است به عنبر، بهار عنبر را؟

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز