اثالث
متضادها
اول، دوم
لغت نامه دهخدا
اثالث. [ اَ ل ِ ] ( اِخ ) کوههائی در حجر دیار ثمود که بیننده از دور آنها را یک پاره بیند وچون نزدیک شود متفرق و جدا یابد. ( مراصد الأطلاع ).
اول، دوم
اثالث. [ اَ ل ِ ] ( اِخ ) کوههائی در حجر دیار ثمود که بیننده از دور آنها را یک پاره بیند وچون نزدیک شود متفرق و جدا یابد. ( مراصد الأطلاع ).