یقه چرکین
لغت نامه دهخدا
یقه چرکین. [ ی َ ق َ / ق ِ چ ِ ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح عامیانه )یخه چرکین. تنگدست. سخت بی بضاعت. بیچاره که از مستمندی، توانایی شستن لباس خود ندارد. || کنایه از مردم عامی و دهاتی و کارگر. اخلاق این طبقه در حفظ ناموس و شرف و رعایت اخلاق زیردستان از اخلاق ظاهرسازان متمدن سالم تر مانده است. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. چِ ) [ تر - فا. ] (ص مر. ) (عا. ) تنگدست، بیچاره.
فرهنگ فارسی
۱-(صفت ) ۱- تنگدست بیچاره که از مستمندی توانایی شستن لباس خودندارد. ۲- پست گمنام: من یک کاسب یقه چرکین بارئیس شهرداری وکفیل ثبت اسناد چه مناسبتی با رئیس داشته باشم ?
ویکی واژه
(عا.)
تنگدست، بیچاره.
جمله سازی با یقه چرکین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردی با یقه چرکین و چهرهای خسته در گوشه آن کافه قدیمی نشسته بود و با نگاهی مبهم به خیابانهای بارانزده شهر خیره شده بود.
💡 او با آن یقه چرکین و لباسهای پاره و ناآراسته، به نظر میرسید که روزهای سختی را در کوچههای تاریک و پر از گرد و غبار سپری کرده است.
💡 در آن تصویر قدیمی، کارگری با یقه چرکین و دستانی پینه بسته دیده میشد که با تمام خستگی، لبخندی از سر رضایت بر لبان خود داشت.