یدکچی

لغت نامه دهخدا

یدکچی. [ ی َ دَ ] ( ص مرکب ) ( از یدک + چی، که پسوند نسبت و اتصاف است ). ( یادداشت مؤلف ). آنکه اسب کتل در جلو پادشاه و جز آن می کشد. یدک کش. || آنکه اسب را تیمار می کند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه اسب کتل در جلو پادشاه و جز آن می کشد یدک کش

جمله سازی با یدکچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی خودروی من در میانه جاده‌ای خلوت و تاریک دچار نقص فنی شد، بلافاصله با یک شماره یدکچی تماس گرفتم تا بتواند مرا به نزدیک‌ترین تعمیرگاه برساند.

💡 بسیاری از رانندگان در سفرهای جاده‌ای طولانی همیشه شماره تماس یک یدکچی معتبر را در کیف خود همراه دارند تا در صورت بروز مشکل، دچار نگرانی نشوند.

💡 خدمات ارائه شده توسط یک یدکچی حرفه‌ای شامل امداد خودرو، حمل خودرو با خودروبر و همچنین بررسی اولیه ایرادات فنی در محل حادثه برای رانندگان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران