لغت نامه دهخدا
یبروح صنمی. [ ی َ ح ِ ص َ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یبروح الوقاد. سراج القطرب. ( از دزی ج 2 ص 848 ). رجوع به یبروح و یبروح الصنم شود.
یبروح صنمی. [ ی َ ح ِ ص َ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یبروح الوقاد. سراج القطرب. ( از دزی ج 2 ص 848 ). رجوع به یبروح و یبروح الصنم شود.
یبروح الوقاد سراج القطرب