یالغ

لغت نامه دهخدا

یالغ. [ ل ِ ] ( ترکی، اِ ) قدحی بود از سروی گاو که بدان شراب خورند. ( اوبهی ). مأخوذ از ترکی است و آن جامی است که از شاخ کرگدن ساخته باشند. پیاله شرابخوری چوبین. یالغی. ( از ناظم الاطباء ). طاس چوبین که بدان سیکی خوردندی. سروی گاو که در وی شراب آشامیدندی. ظرف شراب. اما ظاهراً کلمه مصحف بالغ است. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بالغ شود.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز