یاقوتک

مترادف‌ها

یاقوت کوچک

لغت نامه دهخدا

یاقوتک. [ ت َ ] ( اِ مصغر )یاقوت کوچک. || کنایه از لب:
دو چشمک پر ز بند چشم بندان
دو یاقوتک همیشه خندخندان.بلعباس امامی.

جمله سازی با یاقوتک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در میان انبوه جواهرات قدیمی و باارزشی که در صندوقچهٔ مادربزرگ پیدا کردیم، یک یاقوتک کوچک و درخشان به چشم می‌خورد که بسیار ارزشمند بود.

💡 طراح جواهر با ظرافت و دقت تمام، آن یاقوتک کوچک را در مرکز یک انگشتر نقره قرار داد تا زیبایی خیره‌کننده آن را دوچندان کند.

💡 در داستان‌های افسانه‌ای و قدیمی، همیشه از وجود یک یاقوتک جادویی در تاج شاهزادگان صحبت می‌شد که نور خاصی به محیط پیرامون می‌بخشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران