یازدن

لغت نامه دهخدا

یازدن. [ زِ دَ ] ( مص ) مخفف یازیدن. ( برهان ). رجوع به یازیدن شود.

فرهنگ معین

(ز دَ ) (مص م. ) نک. یازیدن.

فرهنگ عمید

= یازیدن

فرهنگ فارسی

یازیدن، یاختن، دست درازکردن، آهنگ کردن، بالیدن
( مصدر ) ۱- قصد کردن اراده نمودن. ۲ - برداشتن بلند کردن.

ویکی واژه

نگاه کنید یازیدن.

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز