لغت نامه دهخدا
( گیر آوردن ) گیر آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) به گیر آوردن. در تداول عامه، به دست آوردن. یافتن. دسترس یافتن. دست یافتن. پیدا کردن: خَبَش؛ جمع کردن و به گیر آوردن از اینجا و آنجا. ( منتهی الارب ).
- امثال:
مگر جهود گیر آورده اید ؟ بر جهود دست یافته اید؟
|| مقید کردن.اسیر کردن. ( یادداشت به خط مؤلف ).