گوهر گستر

لغت نامه دهخدا

گوهرگستر. [ گ َ / گُو هََ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) گوهرفشان. || جوانمرد. ( مؤید الفضلاء ). بخشنده. || ناصح و واعظ. ( مؤید الفضلا ). || فصیح. زبان آور. بلیغ. || مجازاً ابر بارنده باشد.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنکه گوهر پاشد گوهر افشان. ۲ - سخی جوانمرد. ۳ - فصیح و بلیغ. ۴ - ناصح واعظ. ۵ - ابر بارنده.

جمله سازی با گوهر گستر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مربیان بزرگ و آموزگاران الهی، در واقع گوهر گستر دانش و حکمت هستند که با تلاش خود، مسیر روشنایی را برای نسل‌های آینده هموار و روشن می‌سازند.

💡 او که در میان مردم به عنوان یک گوهر گستر مهربانی شناخته می‌شد، همیشه سعی داشت با کلام نیک خود، امید را در دل‌های ناامید جامعه جاری کند.

💡 شاعران بزرگ تاریخ ادبیات ما، همواره گوهر گستر زیبایی و حقیقت بوده‌اند که با اشعار خود، روح انسان‌ها را با مفاهیم والا و معنوی تغذیه کرده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران