گهر گستر

لغت نامه دهخدا

گهرگستر. [ گ ُ هََ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهرگستر. رجوع به گوهرگستر شود.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنکه گوهر پاشد گوهر افشان. ۲ - سخی جوانمرد. ۳ - فصیح و بلیغ. ۴ - ناصح واعظ. ۵ - ابر بارنده.

جمله سازی با گهر گستر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از کلک گهر گستر تو خلق جهان را شکر است چنان ‌کز نی خوزستان شکر

💡 پشت زمین کرد چو روی سپهر دست گهر گستر طغرل تکین

💡 تا بود بیجاده بی دلبند آن گوهرنمای؟ جزع من دایم ز بهران گهر گستر بود

💡 از دست گهر گستر دستور شهنشاه دستی نه، محیطی که نوالش گهر آمد

💡 گوهر تیغ ظفرپیشهٔ این از فتح است هیات دست گهر گستر آن از جودست

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز