لغت نامه دهخدا
گومشون. [ م َ ] ( هزوارش، ضمیر ) هزوارش اوشان پهلوی و ایشان است. ( حاشیه برهان چ معین ). به زبان زند و پازند، به معنی اوشان و ایشان و آنها باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
گومشون. [ م َ ] ( هزوارش، ضمیر ) هزوارش اوشان پهلوی و ایشان است. ( حاشیه برهان چ معین ). به زبان زند و پازند، به معنی اوشان و ایشان و آنها باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).