لغت نامه دهخدا
گوشتاور. [ تا وَ ] ( نف مرکب ) آورنده گوشت. حامل اللحم. گراینده به فربهی. || پرگوشت. کثیراللحم. فربه. گوشتالو: بزرگ سر، گوشتاور و سپید که به زردی زند. ( التفهیم ص 381 ).
گوشتاور. [ تا وَ ] ( نف مرکب ) آورنده گوشت. حامل اللحم. گراینده به فربهی. || پرگوشت. کثیراللحم. فربه. گوشتالو: بزرگ سر، گوشتاور و سپید که به زردی زند. ( التفهیم ص 381 ).
( گوشت آور ) ۱. گوشت آورنده، آنچه فربهی بیاورد.
۲. پرگوشت، فربه.
( گوشت آور ) ( صفت ) ۱ - آنچه که گوشت آورد آنچه بفربهی گراید. ۲ - پر گوشت فربه: بزرگ سر گوشتاور و سپید که بزردی زند.
( صفت ) ۱ - آنچه که گوشت آورد آنچه بفربهی گراید. ۲ - پر گوشت فربه: بزرگ سر گوشتاور و سپید که بزردی زند.