گواهی خواستن

مترادف‌ها

گواهی طلب کردن، مدرک خواستن

لغت نامه دهخدا

گواهی خواستن. [ گ ُ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) استشهاد. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). شهادت خواستن. دلیل خواستن:
وز درخت اندر گواهی خواهد اوی
تو بدانگاه از درخت اندر بگوی.رودکی.

فرهنگ معین

( ~. خا تَ ) (مص م. ) شاهد خواستن.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) شهادت خواستن از کسی استشهاد.

ویکی واژه

شاهد خواستن.

جمله سازی با گواهی خواستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وکیل در دادگاه با دقت تمام از شاهدان عینی شروع به گواهی خواستن کرد تا بتواند حقیقت ماجرا را برای قاضی و هیئت منصفه روشن سازد.

💡 برای اثبات مالکیت زمین، مالک مجبور شد از همسایگان قدیمی خود جهت گواهی خواستن در برابر مراجع قانونی و دفتر اسناد رسمی اقدام کند.

💡 در جریان تحقیقات پلیس، کارآگاه از تمامی افراد حاضر در صحنه حادثه شروع به گواهی خواستن نمود تا ابعاد دقیق جرم را مشخص کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران